- معرفی کتاب "بیدارشو بابا" از منابع دوازدهمین جشنواره کتابخوانی رضوی
- معرفی کتاب" ده قصه از امام حسن عسگری(ع)" از منابع دوازدهمین جشنواره کتابخوانی رضوی
- معرفی کتاب "اسب چوبی" از منابع دوازدهمین جشنواره کتابخوانی رضوی
- معرفی منابع طرح «کتابخوان ماه» ویژه خرداد ۱۴۰۲
- معرفی کتاب ماه" آساره و ماغ" از منابع کتابخوان ماه خرداد 1402
- معرفی کتاب ماه" آسوده اش نگذارید" از منابع کتابخوان ماه خرداد 1402
- معرفی کتاب ماه" قصه های گل قالی" از منابع کتابخوان ماه خرداد 1402
- معرفی کتاب ماه" نغمه ای در روزگار گرگ ها" از منابع کتابخوان ماه خرداد 1402
- معرفی کتاب" نادانی دشمن ماست" از منابع دوازدهمین جشنواره کتابخوانی رضوی
- معرفی کتاب" مسافران شب برفی" از منابع دوازدهمین جشنواره کتابخوانی رضوی

رابرت ارنست هایزر (۱۴ ژوئن ۱۹۲۴ – ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۷) ژنرال ۴ ستاره نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا بود. او در جنگهای جهانی دوم، کُره و ویتنام شرکت داشت. فرستاده نظامی کارتر ۱۴ دی ۵۷ وارد ایران شده و بامداد ۱۴ بهمن کشور را ترک میکند. هایزر فقط یک بار در ظهر پنجشنبه ۲۱ دی به همراه ویلیام سولیوان با شاه دیدار کرد تا پیام کارتر را ابلاغ کند، پیامی مبنی بر درخواست خروج بدون معطلی شاه از ایران. انقلابیون هایزر را کودتاچی ناموفق میدانند. چهار روز پیش از رفتن شاه (۲۲ دی) هایزر به واشینگتن خبر میدهد که سپهبد امیرحسین ربیعی(فرمانده نیروی هوایی) و ارتشبد حسن طوفانیان میگویند که ارتش باید به محض رفتن شاه دست به کودتا بزند.
هایزر، هدف اصلی از نوشتن کتاب خاطرات خود را جواب دادن به کسانی که در مورد او قضاوت میکردند، عنوان میکند.
اين کتاب دارای سه فصل اصلی است. فصل اول با عنوان " آخرین روزهای شاه " به حوادث روزهای 14تا 26 دی یعنی روز فرار محمدرضا پهلوی از کشور پرداخته، فصل دوم با عنوان "در انتظار امام خمینی" به رخدادهای 27دی تا 11بهمن اختصاص یافته و فصل سوم نیز با عنوان "بازگشت آیتالله" خاطرات هایزر از روزهای 12تا22 بهمن را شامل میشود.
کتاب با "سخن آخر" که در واقع تحلیل و نتیجهگیری هایزر از حوادث و مأموریت خویش است خاتمه مییابد.
خاطرات هایزر با متني روان و ساده مخاطب را به ادامه خواندن ترغيب مينمايد و از آن جايي كه جزئیات قابل توجهی از جلسات خود با سران ارتش رژیم پهلوی و تصمیمات و اقدامات آنها را روایت میکند بسيار جذاب است. همچنين از محاسن آن ميتوان به دقت و گزارش هر روزهي نویسنده از وقايع و حوادث، اشاره کرد.
نظرات و برنامههاي هایزر و سولیوان(سفیر آمریکا در ایران) با هم تفاوت داشت. هایزر ابتدا بحث کودتا را با سران ارتش ایران به بحث می گذارد اما خیلی زود متوجه میشود که آنها وابستگی شدیدی به شاه دارند، بنابراین همه نیروی خود را صرف متحدکردن آنها پشت سر بختیار میکند، چون سران ارتش از ترس اعدام سعی دارند با شاه، از ایران فرار کنند.
اما هایزر آنها را متحد نگاه میدارد. از طرفي سوليوان سفير خروج شاه از ايران است. آمریکاییها معتقدند که باید ائتلافی از آیت اللهخمینی و بختیار به وجودآورند، اما هایزر کاری از پیش نمیبرد و انقلاب به پیروزی میرسد.
